
متن مداحی
پروانهوار دور تو گشتم ولی دریغ پروانه ماند و در بر او شمع آب شد با بودنت سلام علی یک جواب داشت آن یک سلام هم پس از این بیجواب شد با من حساب داشت عدو از غدیرخم از من تو را گرفت و دگر بیحساب شد زغصه گشته تمام وجود من فریاد وصیت تو ندایم دهد مزن فریاد کفن چگونه بپوشم تو را که میترسم به زخم پهلویت امشب زند کفن فریاد هزارسال دگر اشکم ار به خاک افتد به جای ناله برآید ز هر چمن فریاد چه روی داد به کوچه که هرجا مغیره را بیند برآید از دل پرغصه ی حسن فریاد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.