
متن مداحی
پریشب، استخوان مطبخش را میکشیدم بو خدا روزی کند، پیراهنش را بو کنم امشب من یکلاقبا بر دامن صدچین، زدم دستی مدد ای بخت، تا سوی گریبان روو کنم امشب آن نامه که سربسته فرستند به کویت گر پاره کند خادم تو، عین جواب است هرکس ز حُسن دوست، متاعی گرفته است بیچاره من که از غمش، آتش گرفتهام
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.