
متن مداحی
پر از توام حسین پر از توام این دم آخر زغیر تو بریام دلم برای تو لک زد مرا نمیبریام به شوق اینکه بگیری مرا در آغوشم من از حیات گذشتم به مرگ مشتریام به زیر تابش خورشید رنگ عوض کردم بر روی خون پیراهنت گریه میکنم در زیر آفتابم و یاد تن توام برطرز دست و پا زدنت گریه میکنم دل تا قتلگاه تو راهیه پا به پا زیارت ناحیه روضه از زبون خواهر بگو چه جوری کشتنت تو رو با وضو تنت پاشیده میشه از اینجا که فقط شمشیر نیزه دیده میشه أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ چه بلای سرش آوردن أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ نیزهها حنجرشو آزردن أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ کاش فقط انگشترو میبردن زیاده عالمو نیزه کمش کرد تنو نعلای تازه درهمش کرد بزرگ خاندان اهل بیتو زیر انداز دهاتیها جمعش کرد عجب بساطیه، انگاری اعضای تن تو صلواتیه شاهی ولی دفن تو با چندتا داهاتیه عجب بساطیه به سمت قبله نه زینب به سمت گودال است چه بر میامد از او غیر از این وفا داری هزار مرتبه گفتم عجل تو مدیونی بدون حسینم دمی مرا نگهداری آب دید گریه کرد شیر خواره دید گریه میکرد سه ساله میدید گریه میکرد دنیایی که رقیه تو اذیت کنن دیگه به درد نمیخوره چندتا نامحرم خیمه تو غارت کنن دیگه به درد نمیخوره دنیایی که دور خواهرتو کِل بکش دیگه به درد نمیخوره چادرشو به روی مَحمِل بکشن دیگه به درد نمیخوره عباس که رفت آبروی خواهرش رفت دعوا شد و چادر ز روی خواهرش رفت پرده نشین کوفه، بیابان نشین شده با دختر بتول چهها کرد روزگار آن بانویی که سایهی او هم حجاب داشت در رفت و آمد سرِ بازارها چه کار بازار برده فروشا ما رو بردن لا کنیزا خرید و فروش میکردن لرزه افتاد به تن ما بکش دستی که ما رو نشون داد گفتن کنیز و دختر تو جون داد وای وای زینب وای وای زینب غذا به لب نمیزنم دیگر اخ سر سفره سر تو را دیدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.