
متن مداحی
پسر فاطمه تشنه است ته گودال و مَرکب شمر ولی آب گوارا خورده پیش زینب به هم انقدر تعارف نزنید پیش زینب چقدَر نیزه به آقا خورده مَرکبا سیراب بودن اما هنوز تشنه بودی سه روز تشنه بودی سه روز تشنه بودی تشنه جنگیدی تشنه جون دادی سر پیری به چه کاری آخه افتادی مسخرهت کردن اهل آبادی سر پیری به چه کاری آخه افتادی روز عاشورا، قاتلت ای کاش حُرمت ریش سفیدتو نگه میداشت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.