
متن مداحی
پس از تو، آب اگر خوردم، از این چشمانِ تَر خوردم گلی هستم که از هر شش جهت، به خار برخوردم برای دلخوشیِ دختران نیمهجانت بود در این یک سال و اندی، لقمه نانی هم اگر خوردم چه کارى برمیآمد از برادرمردهاى چون من فقط زانو بغل کردم، فقط خونِ جگر خوردم منی که سایهام را، مردم کوچه نمیدیدند منی که شش برادر داشتم، حالا نظر خوردم نمیدانم تو میبینی، که جایی را نمیبینم غروبی داشتم میرفتم از خانه، به در خوردم شب شام غریبانت از این خیمه به آن خیمه برای هر یتیمی که سپر گشتم، سپر خوردم دلیل تازیانه خوردن ما گریهی ما بود زِ طفلان بیشتر گریان شدم، پس بیشتر خوردم منِ پردهنشین را مَحمل بىپردهاى دادند به هرجا که گذر کردم، چقدر از رهگذر خوردم تو و پیراهن پاره، من و این چادر پاره تو سنگ از صد نفر خوردى، من از صدها نفر خوردم سر پیراهن تو، گریهی ما را درآوردند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.