
متن مداحی
پشت خرابه دخترکی کج نشسته بود میخواست تا ادای مرا دربیاورد به دخترهای شامی گفته بودم من پدر دارم ولی خب حیف شد شب آمدی خوابند دخترها ما پردهنشینان حرم را چه به بازار من از دست عمویم سر نیزه گله دارم این عموها بد عادتت کردند روی شانه زیارتت کردند گریهها بر اسارتت کردند چون نبودند غارتت کردند به تو سیلی زدند چند نفر روبروی سرِ علیاکبر همه جا را غبار میدیدی چهرهها را تو تار میدیدی همه را نیزهدار میدیدی پنجه را در شکار میدیدی بعد از آن پهلویِ تو خوب نشد سوزش گیسوی تو خوب نشد خداحافظ دو ماهِ گریه و ماتم خداحافظ لباس مشکی و پرچم خداحافظ خداحافظ حسینیها، عزادارها میون ما میاومد نالهی زهرا خداحافظ حلالم کن میدونم خیلی آقایی دَم مرگم به دیدارم تو میآیی حسین جانم حلالم کن ببین کوهی زِ دردم من حلالم کن برات کاری نکردم من حسین جانم حلالم کن میدونم که گنهکارم ولی آقا میدونی که دوسِت دارم حسین جانم ببین زهرا همیشه دستمو پُر کرد با قدی خم زِ نوکرها تشکر کرد **** سلام آقا پناهِ بیپناهانی از اون اول منم نوکر تو سلطانی رضا جانم دلم تنگه برای صحن گوهرشاد دخیل بستم کنار پنجرهفولاد رضا جانم رئوف آقا ببین خیلی کم آوردم یه کاری کن دوباره من زمین خوردم رضا جانم توی حجره زِ پا افتادهای تنها به گوش تو رسیده نالهی زهرا رضا جانم جواد اومد کنار تو به چشم تَر زدی بوسه به لبهاش لحظهی آخر رضا جانم ولی آقا شده کربوبلا غوغا زمین خورده کنار یک پسر، بابا حسین جانم پسر آمد، پدر آمد به یاریَش برود رکاب را گم کرد پسرِ بوتراب بین تراب نوهی بوتراب را گم کرد جلد قرآن خویش پیدا کرد برگههای کتاب را گم کرد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.