
متن مداحی
پشت در تا جای یار من گرفت شعله، در را بر سر دامن گرفت میخ کارش وصل کردن بود حیف میخ در یار مرا از من گرفت از خجالت جای آتش، جای دود رنگ سرخی، صورت آهن گرفت در همان جا پشت درب باغچه غنچه ی نشکفته ام مدفن گرفت بی حیایی که ز بغض باغبان خنده گل را از این گلشن گرفت بعدها در نامه ای سر بسته ای کشتن یار مرا گردن گرفت گفت: باپا آن چنان بر در زدم که دل هر دوست و دشمن گرفت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.