
متن مداحی
پیروهنی رو که فاطمه بافته پهلو تا پهلوشو نیزه شکافته مُقَرَم واسهی تو روضه گفته مقتل خوندم و چند روزه مریضم سر پیراهنت بهم میریزم بردن تا تحقیرت کنن عزیزم ۲ دور پیکرت معرکه گرفتن زدنت واسهی، سکه گرفتن از بدن تو، چند تکه گرفتن واسه زدن تو مرحله داشتن آروم آروم کشتن حوصله داشتن علیاصغر داشتی، حرمله داشتن مقتل نوشته موهاتو کشیدن مقتل نوشته دستاتو بریدن زینبو دیدن انگاری ندیدن ۲ مادرِ آبو که صدا میکردی نیزه شکسته دست و پا میکردی حرمو نگران، نگاه میکردی اصلاً از جدِ تو حیا نکردن نحرت کردن و اعتنا نکردن با یک ضربه سر رو جدا نکردن بدنتو روی زمین کشیدن با دوازده ضربه سرو بریدن خولی و شمر و ساربان رسیدن واویلا... بعد از رفتن سنان اومد تازه ساربان شمر باخنده میگه که انگشتر مبارکه آه حسین نیزه شکستهها و قتلگاه حسین ******* یه سر طناب بازوی منو یه طرف گردن زینالعابدین دعاکن برا رقیه دخترت وقتی از رو ناقه میخوره زمین مقتل میگه قتلگاه شلوغ بود کاش بنویسن که همش دروغ بود دروغ روضه بخونید، سرو نبردن به زور پیرهنش رو درنیاوردن دورغ روضه بخونید، تشنه نکشتن عزیز فاطمه رو با دشنه نکشتن دروغ روضه بخونید، مو نکشیدن روضهی گودالو به پهلو نکشیدن دروغ روضه بخونید، سر نبریدن سرو جلو چشمای مادر نبریدن دروغ روضه بخونید، شمر حیا کرد اصلاً دروغه سرو از قفا جدا کرد از این معرکه دست بکش نکش منو نفس بکش فقط یه داد غیرتی سر شمر و شبث بکش وقت جداشدن که نیست رفتی و دست من که نیست اشاره میکنی نیا قتلگاه جای زن که نیست این چه بلائیه، سرت آوردن چجوری از گودال دَرت آوردن این چه بلائیه، سرم آوردن خلاصه جنگو تو حرم آوردن یا متعالی المکان حسین جان به قتلگاه چه میکنی؟ آغوش ماست جای تو آنجا چه میکنی؟ یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم؟ پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم؟ تو جلودار منی شمر جلودار شده لشکریان خیره سر چند نفر به یک نفر فاطمه میکند نظر گفت مادرتم آره دلواپس انگشترتم ته گودالمو بالا سرتم بُنَیَ، بُنَیَ لالا لالا لا لا لا لالایی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.