
متن مداحی
پیر دنیا شدم ایّام جوانی که گذشت وقف دلدار نشد عمر گرانی که گذشت سر سجادهی تسلیم نیاورد مرا این همه حیّ علیٰهای اذانی که گذشت غافل از اینکه چشم تو رزاق من است همهی عمر پِی لقمهی نانی گذشت چشم امید به روز عرفه دوختهام گَر نبخشیدهایم در رمضانی که گذشت صاحب العصر سر وعدهی خود بود ولی ما سر وعده نبودیم زمانی که گذشت بعد هر و انظر الینا به منِ بی سر و پا نظر انداخت به چشم نگرانی که گذشت زِ خرابات گذشت و ثمرش را دیدی گشت سرسبز زِ هر جا و مکانی که گذشت رَد شد از کوچهی ما باز نفهمیدیم کیست مرد نورانی بی نام و نشانی که گذشت به وصالش برسد هرکه حسینی باشد به همه فاش کند این راز نهانی که گذشت روضه برپا شد و صاحب نفسی گفت به من مادرش بود همین سَرو کمانی که گذشت هر زمان جانب آن شاه سلامی کردم برد تا کربُبَلا نامهرسانی که گذشت مجلس روضه بهشت است ولی غافل بود روضه خوان نیز از این باغ جنانی که گذشت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.