
متن مداحی
چشامو میذارم رو هم، بابا فقط به این امید یکی بهم بگه پاشو که بابات از سفر رسید نیمهشبه و دخترت دوباره از تو خواب پرید آه پریدم از تو خواب با تنی پُر درد کابوس من شده این زجر نامرد عقبِ قافله بس که منو زد واسم نمونده هیچ راه نجاتی دیگه ندارم امید حیاتی دعام شده فقط عَجِّل وفاتی آه جانم بابا، جانم بابا ... خورشید روی نیزهها خوش اومدی به جمعمون سری به دخترت زدی امشبه رو پیشم بمون سرت چی اومده بابا با تو چه کرده خیزرون آه تو هم به درد من دچاری بابا یه جای سالم هم نداری بابا اسیر زخم روزگاری بابا بمیره دخترت شکسته ابروت خاکی شده چرا بابا سر و روت رفتی کجا که بوی نون میده موت آه جانم بابا، جانم بابا ... آخر شب نفهمیدم بابا گناه من چی بود که شده صورتم مثه صورت مادرت کبود منم شبیه تو بابا موهام گرفته بوی دود آه مارو تو کوچه و بازار کشوندن اهل و عیالتو خارجی خوندن همونجا بود که موهامو سوزوندن جوری زدن منو شکسته پهلوم شبیه مادرت کبوده بازوم ببین مثه خودت زخیمه ابروم آه جانم بابا، جانم بابا ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.