
متن مداحی
چشماتو وا کن، حالم خرابه بدتر از این بوی خاکستر و دود، بوی شرابه میگم بابا شاید منو یادت رفته نپرسیدی حال منو چندین هفته دور از چشم تو بابا وای، حرم سوخت وای پّرم سوخت وای، نگاه کن سرم سوخت وای زخم کف پام سوغات راهه چشماتو وا کن ببینی که از دورِ، چشمام سیاهه بدون تو بابا گرسنه خوابیدم تا که دیدم ضجرو حسابی ترسیدم دیدی رو دستام جای وای طنابه وای میمیرم وای رو خاک خرابه وای شرمی نکردن از خواهر تو از بس که تو این مسیر هی میافتاد، از نی سر تو تو از نی افتادی من از روی ناقه رو دست و پام جای طناب و شلاقه مثل موهات موهامو وای سوزوندن وای تو بازار وای منو میکشوندن وای شمر از تو گودال فهمیده انگار که از کمر قامت تو شده خم، بعد از علمدار داره سمت گودال عجولانه میره چرا زینب چشم ربابو میگیره با چکمه روی سینه، وای میشینه وای نبرید وای رقیه میبینه وای ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.