
متن مداحی
چشمامو بستم آروم شکستم هرچی نشستم بابا نیومد منم بهارش دارو ندارش سر قرارش چرا نیومد چی میشه یه دفعه بزاری موهاتو توی دست بگیرم از لبات باباجون اومدم که بوسه هامو پس بگیرم یه جوری ببوسش گونمو که جای بوسه هات بمونه یه جوری که بگن شامیا بابای تو چه مهربونه بابای خوبه من بابای خوبه من عمه نشسته خسته خسته دوباره بسته زخم پاهامو اینا همینن لبریز کینن میخوام نبینن زخم گوشامو حرف گوشواره های منه همینجوری هیچی نگفته وای اگه گوشمو ببینن بهانه دستشون میفته آخه گوشمو تا میبینن میگن مگه عمو نداشتی هی میخنند داد میزنند گوشوارتو کجا گذاشتی دست تو موهام کرد شدم پر از درد وقتی که نامرد دستشو برداشت نداد امونم مثل کمونم بس که رو گونم سیلی اثر داشت بعد اون روزی که نبودی بجای تو با عمه موندم بند اومد زبونم همه جا منظورمو با دست رسوندم بابا تیر میکشه هنوزم با حرف گوشواره گوشم تو که پاره تنی بنگر به من که پاره پاره گوشم بابای خوبه من بابای خوبه من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.