
متن مداحی
چشماى مادرش شده گریون عزیز من، عزیز من میریزه از تموم تنت خون عزیز من، عزیز من از رو مرکب افتادى به گمونم جون دادى تازه دامادمو، چه بى هوا زدن با تیغ و دشنه و، با نیزهها زدن پّرپّر نزن عمو، رو خاک این زمین چشمهاتو وا کنو، اشک منو ببین نیزه آورده جونتو بر لب عزیز من، عزیز من له شد تنت زیرِ سُم مرکب عزیز من، عزیز من بدنت پاره پاره میشه نجمه آواره واى از دلم چرا خونى شده تنت خون لخته میچکه از کُنج دهنت واى از دلم چرا غمگینو خستهاى قاسم بگو چرا پهلو شکستهاى قلب عمو رو میکنى از جا عزیز من، عزیز من پاتو نکش دیگه روى خاکا عزیز من، عزیز من خونیه روى ماهت واى از این حجله گاهت بالاى جسم تو، میلرزه دست و پام داغت مثل على، اکبر سخته برام قلب پر از غمم، میسوزه پا به پات اما نمیتونم کارى کنم برات ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.