
متن مداحی
چشمی شبیه چشم تو گریان نمیشود زهرا حریفِ چشم تو باران نمیشود گیرم که نان بعد خودت هم درست شد نان بدون فاطمه که نان نمیشود برخیزو باز مادری ات را شروع کن فضه حریف گریهی طفلان نمیشود بد جور جلوه کرده کبودی چشم تو طوری که زیر دست تو تابان نمیشود معجر بزن کنار علی را نگاه کن خورشید زیرِ ابر که تابان نمیشود فهمیده ام ز سرفهی سنگین سینه ات امشب نفس کشیدنت آسان نمیشود ای استخوان شکستهی حیدر چه میکنی با کارِ خانه زخم تو درمان نمیشود من خواهشم شده است که زهرای من بمان تو با اشاره گفتی علی جان نمیشود گفتم که روی خویش عیان کن ببینمت گفتی به یک نگاه به قرآن نمیشود
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.