
متن مداحی
چشمی که تر است سر و سامان دارد مجنون وصال، داغ هجران دارد کم هم برسد، از تو زیاد است مرا روزیِ تو برکت فراوان دارد نامرد که هیچ، سمتِ مَردی، نرود دستی که دخیلی، به کریمان دارد شهری که گناه میکند روزبهروز ماندم که چگونه شوق باران دارد وقتی که تو راهیِ بیابان شدهای هر سینهزنی میلِ بیابان دارد تو فکر گرفتاریِ ما هم، هستی دلشورۀ مور را، سلیمان دارد از پیر شدن، زِ عشقِ تو فهمیدم این است و هیچ، عشق تاوان دارد یک روز به خیمۀ تو خواهد آمد هر کس به لبش ذکر حسین جان دارد ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.