
متن مداحی
چشم باران زدهام را واویلا تو بهاری تو پناهی واویلا شانهی خستگیام را واویلا تو قراری تکیهگاهی واویلا این من و چشم بارانی این تو و این قلب طوفانی در دل این کویر غم گو به زینب نمیمانی غم به دل جا کرد شعله برپا کرد دیده دریا کرد ای برادر.... اعوذ بالله من الکرب و البلا.... میزند شانه به مویت واویلا دست طوفان غریبی واویلا آه پیچیده در این دشت واویلا عطر جادویی سیبی واویلا آتشی در دلم سوزد موجم و ساحلم سوزد کن حزر زین سفر ورنه خرمن حاصلم سوزد ای مرا همدم سینهام پر درد جان من برگرد ای برادر.... چشم باران زدهام را واویلا تو بهاری تو پناهی واویلا شانهی خستگیام را واویلا تو قراری تکیهگاهی واویلا میزند شوره دلم تا واویلا میزنی خیمه در اینجا واویلا میروی بر سر نیزه واویلا با همان تیغ در اینجا واویلا میرسد فصل تنهایی خواهرت شد تماشایی زیر لب گفته عباست آمده وقت سقایی حیف از آب آور آن همه محشر از لب اصغر ای برادر..... چشم باران زدهام را واویلا تو بهاری تو پناهی واویلا شانهی خستگیام را واویلا تو قراری تکیهگاهی واویلا بین هر لحظهام جان واویلا فکر تو فاصله انداخت واویلا ولوله در دل خواهر واویلا چلهی حرمله انداخت واویلا خیمه در خیمه بیتابی چله در چله خونریزی آمده آمده زینب فصل گلریز پاییزی میزبان بنگر دشنه و خنجر تیر خونین پر ای برادر..... چشم باران زدهام را واویلا تو بهاری تو پناهی واویلا شانهی خستگیام را واویلا تو قراری تکیهگاهی واویلا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.