
متن مداحی
چشم در راه ماندهام مادر اشک را بیاراده میداند غُصهی ما ز داغِ مرگت را مادر از دستداده میداند مادر از دست داده یعنی ما ما که قربان نام یار رَویم مثل هر داغدیدهای، یارب! کاش میشد سرِ مزار رَویم کاش میشد سر مزارِ بتول با هیاهو میآمدیم، خدا کاش چون کودکانِ بیمادر به سر و سینه میزدیم، خدا اینَک اما تفاوتی نکند بستهایم عهد عشق با زهرا از همین راه دور، میخوانیم: «السلام علیکِ یا زهرا» السلامُ علیکِ یا اُمّاه ازچه پاسخ نمیدهی؟ مادر! گله دارم به اذن تو با میخ شِکوه دارم به اذن تو با دَر آه ای میخِ در! بتول است این از چه این قدر شعلهور شدهای!؟ آه ای در! به این فشارِ عجیب، قاتل مادر و پسر شدهای آه ای در! چگونه رویت شد!؟ چه کسی گفته خون به پای تو نیست!؟ میخِ در! شرم کن ز اطفالش سینهی حوریه که جای تو نیست! سینهی حوریهست جای حسن سینهی حوریهست جای حسین نامِ ارباب آمده! برویم، از همینجا به کربلای حسین دستِ نامردِ پای مَرکبها نعل نو تا که بست، یازهرا زیرِ پایِ سُتور در گودال استخوانها شکست یازهرا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.