
متن مداحی
چشمهای به رنگ خونت را بر پرستار خود کمی وا کن دل من شور میزند بابا گریههای مرا تماشا کن واژههایی که خاطرات من است باز تکرار میکنی هر بار کوچهی تنگ و خنده و هیزم میخ در، دود، آتش و دیوار مُردم از روضهخوانیات امشب سـوخـتـم پـای هر وصیّت تو سر شب از شکاف در دیدم حال عبّاس را ز نیّت تو دست او را گرفتی و گفتی رو سپیدم کن ای رشید علی پیش زهرا کن آبروداری آبرویم بخر امید علی جان تو جان خواهرت زینب ای علمدار کاروان حسین حیدر بیمثالِ عاشورا جان تو جان دختران حسین دارند میبَرند مرا مجلس یزید ای ماه من برای همین است درهمی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.