
متن مداحی
چشم های ستاره بارانم مثل ابر بهار می بارد من مهیای رفتنم اما خواهرت را خدا نگه دارد ای که جان سه ساله ات بابا به نگاه تو بستگی دارد گر به پای تو بر نمی خیزم چند جایم شکستگی دارد ای امیدِ جوانی عمّه یادگار مدینه ی مادر جان زهرا مرا ببر با خود همه را خسته کرده ام دیگر قاریِ نیزه ها ،مسافر من زیر چشمت ردِ کبودی چیست؟ راستی ای سلاله ی حیدر قصه ی خیبر و یهودی چیست؟ *** من دیگه بال پریدن ندارم من دیگه حال دویدن ندارم بعد از این دیگه سراغ من نیا گیسویی برا کشیدن ندارم ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.