
متن مداحی
چطور باورم شه چه قد رشیدی زیر نعل اسبا چه قدی کشیدی حسن شد کفن، تن قطعه قطعت توی خاک و خون رو سر پیکرت، با هرچی که داشتند زدند بیامون پا نکش رو زمین، تنت روی دستم شده نیمهجون وای غم مادرم، شده پهلوی تو برام روضهخون چکمهاش را که از گلو برداشت دشت را ناله عمو برداشت نیزه را قاتل از تنش بعد از سیزده ضرب زیر و رو برداشت پنجهای آمده گلو بکشد بعد هم جنگ شد که سو برداشت تا میآید حسین و گریه کند زدنش نالۀ عمو بکشد او یتیم است مبهمش نکنید زیر این نعلها کَمَش نکنید آه ای نیزهها میان حرم مادرش هست دَرهمش نکنید نه به لبخند و گریه لب وا کرد جای دو نعل روی لبها بود جای دو نعل نعل بعدی خورد حفرههایی به سینه پیدا بود روی دوش عمو که جاشده بود قسمتی بر زمین رها شده بود تیغ از لابلای او میریخت چون حصیری که نخنما شده بود نیمهجان بود و اندکی حس داشت کاکُلش را گرفت ناکس داشت میکِشید و به پشت میچرخاند ناله دیگر نبود خِسخس داشت نفسش بین دندهها مانده سیزده جای رد پا مانده سر و کتفش به روی کتف حسین وای پایش به خاک جا مانده چگونه جسم تو را تا به خیمهها ببرم تو تکهتکهای باید جدا جدا ببرم نشستهام به کنار تن تو گریه کنم به فکر رفتنم آخر چه سان تو را ببرم؟ مرا که داغ علیاکبرم زمین زده است نمیشود که تنت را به روی پا ببرم برای این که دگر خُردتر از این نشوی تن شکستهات از زیر دست و پا ببرم یتیم بودی اینها زودتر نوازشت کردند بهزودی این خبرت را به مجتبی ببرم چکار میکنی اینجا به زیر پای نعل عمو رسیده کنارم بیا بیا ببرم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.