
متن مداحی
چهل ساله خیسه از اشک این سجاده لبم خشکه چون یاد لبات افتاده چهل ساله میسوزم، نم نم شرمندهی سه ساله هستم مونده رد غل و زنجیر به روی دستم هنوز یه بغض تازه تو گلومه سر تو روی نیزه رو به رومه بابا حسین جان هنوز تو گوشم ناله ربابه هنوز میمیرم از غم خرابه بابا حسین جان (حسین جانم، حسین) ۲ الهی بابا جونم بلا نبینی الهی هیچ وقت طشت طلا نبینی خدا نخواهد برا هیچ فردی که ناموسش بره اسارت دستاش بسته باشه، ببینه، میشه جسارت گرچه غرق ناله تب بودم ولی به فکر عمه زینب بودم بابا حسین جان گوشم به طعنه، خنده و دشنام بود چشمم به سنگ پرونای روم وا بود بابا (حسین جان)۳
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.