
متن مداحی
چه آتشیست که بر هر حرف آب نشسته که روضه خوانده که بر گونهها گلاب نشسته صدای آب بلند است گوشه گوشهی تکیه چه نالههاست که در روضهی رباب نشسته کدام صبح بدمد چشمهای خستهی این زن که در مسیر نگاهش فقط سراب نشسته چه کردهاند که زیر عبا میاوریاش آه چه کردهاند که در چشمهاش خواب نشسته چه دیر میگذرد کو صدای گریهی اصغر میان خیمه زنی غرق اضطراب نشسته کشیده روی سرش باز چادر عربی را درست مثل سوالی که بیجواب نشسته کسی نگفت در آن سرزمین چه دیده که یک سال رباب یکسره در زیر آفتاب نشسته خلاصه این که عطش بوده آب هم بوده امید بوده ولی اضطراب هم بوده خلاصه این که به غیر از همین مصیبتِ آب هوای کربوبلا آفتاب هم بوده کسی سهشعبه به یک طفلِ بیگناه زده است و تازه در نظرش این ثواب هم بوده خیال کن سر اصغر به روی نِی میرفت و تازه پشت سر او رباب هم بوده دریغ دختر زهرا میان مردان بود دریغتر که به دستش طناب هم بوده سر حسین به مهمانیِ کسی رفته که غیر چوب به دستش شراب هم بوده امامِ قافلهدار و امامِ بر نیزه امید بوده ولی اضطراب هم بوده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.