
متن مداحی
چه جذّاب است دردی که بُوَد آن را دوا روضه چه خوشبخت است قلبی که دهد آن را جلا روضه کتاب مستی و دیوانگی را خواند استادم که دیدم هست فصلِ اولِ بابِ صفا روضه شبی یک جرعه چای روضه نوشیدیم و بعد از آن دمار از روزگارِ غم درآوردیم با روضه بسوز ای سینه از این حسرتی که در دلم مانده مقدّم باشد و من باشم و کربوبلا روضه به هر مجلس که رفتم جا ندادند و صد البته گرفت از دستِ من، مادر خودش آورد تا روضه برای مستیِ ما ساغر و پیمانه لازم نیست برای قلبهای عاشق و دیوانه دارد بادهها روضه
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.