
متن مداحی
چه روزایی بود یادش بخیر روی شونهی عموم بودم چه شبایی بود یادش بخیر بغل بابام اروم بودم بس سفر رو نیزها بیا باز پیشم بمون شبا خوابم نمیبره بیا و لالایی بخون بیا بازم برام بخون لالایی کجا میری بیا بیا بابایی روزی صد دفعه از غم دوری مُردم تا همین جاشم خیلی دووم آوردم دل آسمون برام شکست تو که آمدی دعام گرفت بابا انقدر صدات زدم تا که آخرش صدام گرفت ۲ بابا گواه تازیونهها چشمای نیم بازم جای پای چکمهها روی چادر نمازم چی شد چرا توهم با ما نبودی بین تنم شد پر از کبودی با نبودنت از همه سیلی خورد تاهمیجاشم خیلی دووم آوردم بیا بازم برام بخون لالایی کجا میری بیا بیا بابایی ۲ بدونِ بابام یتیم شدم بدونِ بابام اسیر شدم ۲ نگو چی شده خودت ببین تو سه سالگی چه پیر شدم همونی که سر تو رو با لب تشنه میبرید ۲ با پاهای پر آبله منو روی خاکها میکشید لبم مثل لبت، به خون نشسته دل منم مثل سرت شکسته شبا تا سحر زخم پامو شمردم ۲ تا همین جاشم خیلی دووم آوردم ۲ روزی صد دفعه از غم دوری مُردم ۲
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.