
متن مداحی
چه عجب صفای خونه، پر زدی به این ویرونه خیلی وقت بود که دل من، داشت برای تو بهونه ای هلال عمه زینب، هنوز خاکستری هستی زینت دوش پیمبر تو طبق بستری هستی بابائی، بابای خوبم *** آرزوم بود که بشینم، لحظهای رو دومن تو دستامو حلقه کنم من، باز به دور گردن تو میدونم که دیگه باید، تو این آرزو بمیرم آخه هیچ جوری نمیشه، سر تو بغل بگیرم (آنقدر زخم به پیکر دارم نتوانم سر تو بردارم) ملکالموت گله از این، دنیا بردنم نداره دخترت جونی برای، جون سپردنم نداره هرچی جون داشت به تن من، دست تازیانه برده خیلی وقته دختر تو، جز کتک هیچی نخورده
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.