
متن مداحی
چون دعا گویم که برخیزد ز بستر یار من انتظار مرگ دارد بستری، بیمار من دستِ بیمارم دگر بالا نمی آید ز جا تا بگیرد خاکِ غم از چهره ی خونبار من جان من همراه جانانم رسول الله رفت دل هم آهنگ سفر دارد پیِ دلدار من شرح مظلومی من نقش است بر رخسار او قصهی غمهای او بنوشته بر دیوار من همسر مظلومه ام را پیش چشمانم زدند بود چون آزردنِ او بیشتر آزار من
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.