
متن مداحی
کار دنیا رو میبینی فاطمه چه جوری با من و تو تا میکنه تا میخوایم یه کم با هم حرف بزنیم زخمهای تنت دهن باز میکنه خندههای تو همه دلخوشیمه من همون علیِ خوشروی تواَم بهخدا درد تو هم درد منه نگران زخم پهلوی تواَم با خودم میگم کی فکرشو میکرد یه روزی تو از علی رو بگیری تو زنِ جوون خونهی منی مجبوری که دست به پهلو بگیری نزدیکه سه ماهه از خونهی ما صدای بگو بخند نیومده نفست بند اومده اما هنوز خونِ زخم سینه بند نیومده گل چادرِ گلدارت تب دستای تبدارت آتیشم زده نفست که خراب میشه مثل شمعی که آب میشه حال من بَده نه تو حرف میزنی نه حسین نه حسن چی شد اون خندههات آخه یه حرفی بزن آسمونمو بیمهتاب میدیدم خونه زندگیمو رو آب میدیدم بمیرم شبا حسن با بغض میگه کاش بلند بشم بگم خواب میدیدم کار دنیا را ببین مردِ فرار از جنگها هِی رجز میخواند و کرّار باید بشنود یادم نمیرود که همه داد میزدند طوری بزن که علی بیپسر شود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.