
متن مداحی
کاش آنکه مرا عیب و ملامت میکرد یک بار رخ تو را زیارت میکرد دل موعظه میکرد که عاشق نشوم (دیوانه به دیوانه نصیحت میکرد)2 نه مُلک زمین نه آسمان میخواهم نه عیش بهشت جاودان میخواهم دل را نبوَد خواستهای جز ساقی (هر چیز که خواست من همان میخواهم)2 آخر من و دل ترانهخوان تو شدیم مرغ سر شاخ گل سِتان تو شدیم ساقی به دو چشم مِی پرستت سوگند (دلدادهٔ زلف دل سِتان تو شدیم)2 ارباب مرا دریاب... عشق تو چه کرد با دل من ساقی سوزاند تمام حاصل من ساقی چشم سیَهات به یک نگه صیدم کرد (ابروی تو گشت قاتل من ساقی)2 از بس که به من شراب دادی ساقی بنیاد مرا به آب دادی ساقی دیدی که خراب در خرابم ز چه رو (ساغر به من خراب دادی ساقی)2 عشق تو چه کرد ساقیا با دل من آتش زدهای به خرمن و حاصل من در غمزۀ چشم مِی پرستت دیدم (ابروی کج تو میشود قاتل من)2 ارباب مرا دریاب...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.