
متن مداحی
کاش تا لحظۀ مردن به دلم غم باشد محفل اشک برای تو فراهم باشد روضهات آب حیات است برایم، ای کاش در دلم تا نفسی هست، محرم باشد آبرویی بده آنقدر که تا آخر عمر تا سَری هست فقط پیش شما خَم بشود خاکِ نفرین شده آن است که در ماتم تو خالی از نام تو و روضه و پرچم بشود کرامت مثل یک جرعهست از پیمانۀ جانش سخاوت لقمهای از سادگی سفرۀ نانش کسی که سایۀ او مایۀ آرامش دنیاست دلش در بند دنیا نیست، دنیا هست زندانش سپاهش را صدای سکّه غرق روسیاهی کرد نه مَردی نه نبردی بود، خالی بود میدانش صَلاح اینگونه میبیند، سِلاح صلح بردارد چه دارد رهبری که زیر پا افتاده فرمانش؟ زبان سرزنش خاری شد و آزرد روحش را مُعِزّالمؤمنین بود و نفهمیدند یارانش چه زهری محرمش بوده؟ چه دردی همدمش بوده؟ نمیدانم چه راز سینهسوزی بوده مهمانش
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.