
متن مداحی
کاش میگشتم فدایِ دست تو تا نمیدیدم عزایِ دست تو خیمه های ظهر عاشورا هنوز تکیه دارد بر عصایِ دست تو از درختِ سبزِ باغ مصطفی تا فتاده شاخه های دست تو اشک میریزد ز چشمِ اهل دل در عزای غم فضای دست تو یک چمن گلهای سرخ نینوا سبز میگردد به پای دست تو گلشنی از لاله های زخم شد ابتدا تا انتهای دست تو رود شد، دریا شد، اقیانوس شد چشمهای از ماجرای دست تو میشود آنسویِ اقیانوس رفت تا خدا با ناخدای دست تو در شگفتم از تو ای دست خدا چیست آیا خون بهای دست تو دیده ام در کربلای دست تو عالمی را مبتلای دست تو کربلا این قدر شیدایی نداشت بی تو و بی ماجرای دست تو میکُشد این حسرتم آخر که کاش بود دست من به جای دست تو علقمه در علقمه تکثیر شد موج پژواک صدای دست تو چشم من با گریه میبندد دخیل بر ضریح با صفایِ دست تو هر که با دست تو دارد عالمی من که میمیرم برای دست تو تا همیشه دست تو مشکل گشاست ای خدا مشکل گشای دست تو اوفتاد از پا امام عاشقان تا که خالی دید جای دست تو ای به سودای تو اسماعیل ها سر نهاده بر منای دست تو آب پاکی روی دستِ آب ریخت ای به قربان وفایِ دستِ تو
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.