
متن مداحی
کبوتر من مپر ز لانه مبر صفا را ز آشیانه کتاب عمرم ورق ورق شد غروب گونه رُخ شفق شد چه شد که دست تو بی رمق شد که موی زینب نکرده شانه *** کسی چه داند چه کرده دشمن چه گشته با تو چه کرده با من تو را کشانده میان کوچه مرا نشانده به کنج خانه ______________
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.