
متن مداحی
کتک هی منو می زد چرا ... لگد پشت هم می زد چرا ... داری می بینی حال منو بابا از رو نیزه ها ... اون قدر زدن که دیگه چشمام تاره ... دیگه عصای دست من بیماره ... از درد صورتم خوابم نمیاد ، درد داره ... عروسکامو بردن تا گفتم نبر زد رو گونه ام ... یه جوری زد بابایی که تاره نگاه پر خونم ... بابا به دادم برس ... سوخته معجرم ، سوخته موی رو سرم ... دیگه من شدم مثل زهرا مادرم ... سخت بالا میاد نفس های آخرم ... خوب میشم بابا این جوری نکن نگام ... از خودت بگو بودی تا حالا کجا ... باز منو بغل کن لالا بگو ... فکر کن اصلا دختر تو دست به دیوار نرفته ... تو پاش خار نرفته ، بازار نرفته ... فکر کن اصلا خواهر تو مجلس اغیار ندیده ... آزار ندیده ... منو بردن در صف های کنیزی بابا ... یکی ناجور لگد می زد ، یکی بدجور صدام می زد ... گل سر داشتم ، گرفتن دزدیدن ... یه معجر داشتم یکم سوخت ، یکم ریخت همه دیدن ... النگو داشتم ، گرفتن دزدیدن ... چه قدر مو داشتم یکم سوخت ، یکم ریخت همه دیدن ... گرفتار شدم بابا ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.