
متن مداحی
نداره سامونی دل که پر آهه همیشه خیسه اون چشمی که به راهه کسی به غیر از من نمیدونه بابا درد یتیمی بد دردیه واللهِ سه پنج روز میخوام بابامو تا ببینه تاولای پامو کاش عمو بود تا بهش میگفتم دزدیدن حتی عروسکهامو یا اباالمظلوم یا حسین ***** شاپرکت بودم بال و پرم سوخته از طعنه قلب زار و مضطرم سوخته راستی خبر داری که بی تو تب کردم راستی میدونی که موی سرم سوخته میکشه امشب منو این دردا نمیتونم بمونم تا فردا هرکی بابا نداره تو این شهر کتکش میزنن این نامردا یا اباالمظلوم یا حسین ***** پیاده از کوفه آوردنم تا شام خیلی میسوزه تاول کف پاهام همیشه تو آغوش گرم تو بودم از وقتی که رفتی خرابهها شد جام داره از غم جگرم میسوزه معجرم سوخته، سرم میسوزه بس که تازیونه خوردم تو راه همه جای پیکرم میسوزه یا اباالمظلوم یا حسین ***** عزیز جونم رفته بودی به سفر عزیز جونم اومدی پیشم پدر چرا پس حالا که نمیبینه چشام چرا پس حالا که نمونده جون برام چرا پس حالا که رمق نداره پام رفتی ندیدی که دلم شکست بغض غمت راه گلومو بست رفتی ندیدی شدیم همسفر تو شام و کوفه با یه عده مست السلام علی سید الشهدا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.