
متن مداحی
یقینا در محبت هیچ کس مادر نخواهد شد و بی شک مادری صدیقهی اطهر نخواهد شد کسی را با تو یارای تقابل نیست مادر جان تمام سورهها یک آیه از کوثر نخواهد شد غبار چادرت پیغمبری از جنس آیینه است هر آنکس با تو ایمان آورد، کافر نخواهد شد قیامت چیست غیر از جلوهی زهرایی زهرا بدون مادر ما تا ابد محشر نخواهد شد روز محشر که بیاید کار دست فاطمه است مرتضی میایستد، زهرا قیامت میکند هم از مسمار معلوم است هم از دودهی دیوار یقین دارم درِ این خانه دیگر در نخواهد شد حالم بد است حال تو وقتی که خوب نیست خورشید من بمان که زمان غروب نیست حالم بد است حق بده زانو بغل کنم زهرا نشد به قول و قرارم عمل کنم حالم بد است حال مرا خوب کن بمان رحمی به حال این دل آشوب کن بمان حال تو که بد است، همه حالمان بد است حال حسن زیادتر از دیگران بد است بیتاب رفتنی تو و بیتاب شد علی مانند شمع آب شدی آب شد علی آیینه از شکستن تو زار میزند حتی لباس بر تن تو زار میزند ای استخوان شکستهی مجروح مضطرم آخر نشد شکسته بند برایت بیاورم یادم نمیرود که در افتاد روی تو پیچید شعلهای به پر و پای موی تو یادم نمیرود سر تو ریختند و بعد آتش به روی معجر تو ریختند و بعد تک تک چهل نفر همه از روت رد شدند گلبرگهای شاخهی یاسم لگد شدند با دست بستهام که مرا برد دیدمت زهرا تو را میان زد و خورد دیدمت رد غلاف روی لباست مشخص است با کینه میزدند و صدا میزدم بس است اما مغیره از زدنت دست برنداشت شعله ولی ز سوختنت دست برنداشت لطمه بر این تحمل مردانهام زدند مردم، زن مرا وسط خانهام زدند در این مصاف نابرابر بود تعدادشان از چهل تا بیشتر بود از روی در رد میشدند زهرا از زیر در چشمش به حیدر بود امون از غما، که نامحرما قدم میزدم توی خونه جلوی چشامون در افتاد ولی، صدا زد علی بیا فضه زهرا رو از چشم مردم بپوشون اینکه افتاده زمین، همسرشه در به جای چادرش، رو سرشه همه دلواپس پهلوی اونن اون به فکر دستای حیدرشه آه یا زهرا...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.