
متن مداحی
کسی رسید و، زره از تن حسین کشید به کهنه پیروهنی، چشم دیگری افتاد گذشت لحظهای از نو رسید نامردی که ناگهان ته گودال، مادری افتاد او میکشید و من میکشیدم او میبرید و من میبریدم از حرم تا قتلگه، زینب صدا میزد حسین دست و پا میزد حسین، زینب صدا میزد حسین حسین وای... برخیز که شور محشر آمد این قصه ز سوز جگر آمد در این شلوغیه گودال تنگ قول بده کمی مراقب پهلوی مادرم باشید بی حرمتی به دختر زهرا ز حد گذشت خیلی به عمهام سر بازار بد گذشت بس کن رباب، حرمله بیدار میشود گیسو پریشان زینب دست و پا میزدی و از بدنت خون میرفت کار نیزه است اگر از دهنت خون میرفت با خودش بر سنان لعنت او فرو کرده نیزه در دهنت چگونه شمر سرت را برید، من دیدم چقدر داد زدم، که نبر رسیدم من به خنده داد جوابم که بریدم من حسین جانم جانم جانم جانم حسین وای در این شلوغیه گودال تنگ قول بده کمی مراقب پهلوی مادرم باشی پناه عالمیان، زینبت پناه ندارد به جز تو ای شه خوبان، امیدگاه ندارد اگر اجازه دهی، صف کشیده از پی ات آییم که این سپاه نگوسد، حسین سپاه ندارد حسین جان آه آه... انا العباس واویلا حسین تنهاست واویلا... علی علی... خلقت بهانه بود، که ما حیدری شویم از هر چه هست غیر علی، ما بری شویم خلقت بهانه بود که ما را عدد کنند با دست با کفایت حیدر مدد کنند خلقت بهانه بود که تا با شرف شویم عمریست حلقه بر در میخانه میزنم تا زندهام فقط بر در این خانه میزنم دم همه دم، علی علی صاحب دم، علی علی... بگو تو با صوت جلی لعنت به دشمن علی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.