
متن مداحی
کشکول من شکسته در این کوچهها خدا دستی بکِش به روی سر این گدا خدا هر بار در زدم تو جوابم نکردهای هر بار گفتهای که بیا، باوفا خدا از بس گناه کردهام این چشمه خشک شد اشکی برای توبه نمانده است یا خدا اوج کمال از سجده همین سر به زیری است خیری ندیده بندهی سر به هوا گاهی صلاح طفل تنبیه گشتن است پس مرحمت نما و ادب کن مرا خدا این بال، بال نیست وبالِ پریدن است وقتی سحر مرا نرسانده است تا خدا ممنون که باز تارم از آن زنده مانده این فرصت شده است تا بزنیمت صدا دَرهم بخر سوا نکنی جانِ فاطمه دَرهم بخر به حُرمت خیرالنساء گرچه کسی ضمانتمان را نمیکند اما هنوز هست خراسانِ ما خدا در صحن انقلاب دلم منقلب شده تا گفتهام به حق امام رضا، خدا هرگاه کار بندگیام لنگ میشود انّی اعوذ بِالحرمِ کربلا، خدا ما را حسین لطف نمود و درست کرد ما را حسینِ فاطمه کرده است با خدا در ظاهر است ذکر لبِ ما حسین، حسین در باطن است ذکر لب ما خدا، خدا این روزها که تشنهترم یاد میکنم کام عطش کشیدهی ارباب را خدا لبتشنه بود و رفت به گودال آه آه دارد صدای شمر میآید زِ قتلگاه خدا **** ای با غریبههای جهان آشنا ای عهدهدار مردم بیدست و پا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.