
متن مداحی
کلبه ی تاریک منو،کردی چراغونی با این سر خونی، چشمام شده روشن گفتم بیا بابا ولی، حالا که اینجایی برا پذیرایی، چیزی ندارم من جز غم،ِ بابا غمی نداشتم بعد تو، پلک روی هم نذاشتم سر رو خاکا گذاشتم وای، سر رو خاکا گذاشتم بابا حسین جونم (بابای مظلومم3) غمت نباشه بابا جون، تک تک این زخمام کبودی چشمام، همه فدا سر تو همه می گن که این روزا، دیگه تو این دنیا خیلی شدم بابا، شبیه مادر تو تو بازار، دیدی چشمِ ترم رو کردند غارت گل سرم رو می فروشن معجرم رو وای، می فروشن معجرم رو بابا حسین جونم (بابای مظلومم3) یادم نرفته بابا، وداع آخر رو وقتی که معجر رو، محکم برام می بستی سه سالم و چیا دیدم، تن تو تُوگودال کردند تو را پامال، خاک و خون نشستی ذوالجناح، بی تو به خیمه برگشت چی گذشت، بابا به من تو اون دشت دیدم سرت رو توی تشت وای دیدم سرت رو توی تشت بابا حسین جونم (بابای مظلومم3)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.