
متن مداحی
حالا که پیش توام یه کم بخند حلقه کن دستتو دور گردنم نمیخواستم بیدارت کتم ببخش باب خداحافظی نکردنم چقدر شبیه مادرم بودی چقدر بوسیدمت ازراه دور تو رو شعلههای تو خیمه سوزوند منو شعلههای گوشهی تنور دامنت آتیش گرفت منو ببخش قربونت لبات منو حلال کن که نشد تشنگیتو رفع کنم چقدر سنگ به صورت تو خورد نتوستم با سرم دفع کنم برای صورت سه سالهای ضربههای زجر خیلی سنگینه چرا دست میکشی رو صورتم دخترم ولی چشام نمیبینه یک شب میان کوچه بماند چه میشود دیدی بابا رسوا کردم یزید و با همون جواب دندون شکنم اون شبی که افتادی از رو شتر خیلی دور بودی و سخت میدیدم حرکات راه رفتنت مادر من رو تصویر میشکه هر یه خواری که توی پات میرفت دخترم به خدا من جیگر تیر میکشید خیزران لبایی که با تو بخوام گرم گفت و گو بشم رو ازم گرفت نمیتونم بغلت کنم ببخش کربلا خواب شبو ازم گرفت من با یه تیکه حصیر کفن شدم کفن تو هم میشه پیرهنت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.