
متن مداحی
کمت کردن با همدیگه سنان و شمر و خولی درهمت کردن میگن بعد سه روز دهاتیا تورو جمعت کردن کمت کردن حسین جانم غریب بودی تو قتلگاه زیر چکمه شمر نانجیب بودی بگو چرا که از آب فرات تو بینصیب بودی این همه رفت و آمد تو مقتل نکنین اگه میخوای ببرین اینقدر معطل نکنین حسین جانم چه خوشحالن تموم پیرمردا با عصا بالای گودالن همه تو فکر غارت النگوهای اطفالن چه خوشحالن لگد خوردی تو دست و پا زدی و ضربه آخر و بد خوردی تو گودال بلا هرچی که خوردی از حسد خوردی لگد خوردی حسین جانم وای حسین
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.