
متن مداحی
کنارم آمدی حالا،که من افتادهام از پا ببین من هم شدم آخر شبیهه مادرم بابا شبیهه غنچهای زیر، لگد بنگر که پژمردم حُسینٌ قَتیلٌ با الوادی الطُفُوف و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف حَبیبُ السَماء ِسَلیبُ الرَداء و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف کنارم آمدی حالا،که من افتادهام از پا ببین من هم شدم آخر شبیهه مادرم بابا شبیهه غنچهای زیر، لگد بنگر که پژمردم سر نیزه، تو سنگ و من، به پایت کعب نی خوردم حُسینٌ قَتیلٌ با الوادی الطُفُوف و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف حَبیبُ السَماء ِسَلیبُ الرَداء و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف اگر که سرت بوی نان میدهد، غذای مرا ساربان میدهد شکست پهلویم را به ضرب لگدها، غذای مرا ساربان میدهد دوچشم زخمیت دیدم، که جای زخم ِ چشمم سوخت به خون آغشته شد مویت، ببین که موی من هم سوخت نمیپرسم از انگشتر، مپرس از آن النگویم مگو بابا تو از معجر، ز پیراهن نمیگویم حُسینٌ قَتیلٌ با الوادی الطُفُوف، و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف حَبیبُ السَماء ِسَلیبُ الرَداء و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف(۳) کشید از سرم روسریام عدو، کشیدم خجالت ز روی عمو به زخمم نمک زد مرا تا کتک زد، کشیدم خجالت ز روی عمو سرم را بستهام مثل سر ناز عمو باشد عدو میدید غش کردم، به جایم عمه را میزد چه گویم از دل خون و رخ نیلوفر عمه از این درد سرم خستهام، شدم دردسر عمه حُسینٌ قَتیلٌ با الوادی الطُفُوف و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف حَبیبُ السَماء ِسَلیبُ الرَداء و ناحَت علیه عُیونُ الصُیوف(۳)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.