
متن مداحی
کنون که صاحب مژگان، شوخ و چشم سیاهی نگاه دار دلی را، که برده ای به نگاهی چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد چه دوزخی چه بهشتی چه طاعتی چه گناهی نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی ۲ مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی ازمن مرا بگیر و خودت را به من بده حسین.. ای عهده دار مردم بی دست و پا حسین.. هزار جهل بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم، نه عقل ماندو نه هوشم از مرا بگیر و خودت را به من بده ..
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.