
متن مداحی
کهنه پیراهن تنت کردم سپس گفتم نرو یک قدم رفتی ولی حالا پشیمانم نرو ذره ذره نیزهها را سمت لبهایت نکش پاره پاره میشود آیات قرانم ، نرو ای مسلمان خواهرت را میگذاری میروی دشمنِ تو فکر کرده نامسلمانم ، نرو حلقه و خلخال من را بردهاند و بعد در حلقۀ شمر و سنان و زجر می مانم نرو خانهات آباد آقا چشم تارم گود شد ترسِ گودال غم تو کرده ویرانم نرو ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.