
متن مداحی
کویر تشنه شدم بی تو ای سحاب، بیا تمام زندگیم بی تو شد سراب، بیا هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی به جان فاطمه این جمعه بی نقاب بیا مباد آنکه بیایی و مرده باشم من شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری کرامتی کن و یک شب مرا به خواب بیا به کوچه کوچه شهرم ز خون دل همه شب برای آمدنت ریختم گلاب بیا به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم ... هر که از عاشقی خبر دارد در دلش میل ترک سر دارد آنکه از نسل حیدر و زهراست شوق پرواز بیشتر دارد کربلا جای پر کشیدن هاست قاسم از راز آن خبر دارد رنگ و بوی حسین دارد او همنشینی گل اثر دارد سیزده ساله است و با این حال جگری مثل شیر نر دارد ذکر احلی من العسل به لبش پیش او مرگ هم شکر دارد بی زره آمده، عدو می گفت: چقدر این پسر جگر دارد یاد صفین زنده شد امروز بس که او جلوۀ پدر دارد آمده مثل شیر می غُرَّد نسل حیدر عجب ثمر دارد زاده یوسف است و یوسف روی جلوه هایی چنان قمر دارد نور چشم حسن نظر نخوری چشم این گرگ ها خطر دارد تو برای حسین یک حسنی با تو انگار بال و پر دارد هم برایت عموست هم پدر است نشده چشم از تو بردارد مجتبای حسین صبری کن که عمو چشم های تر دارد یا قد کشیده ای تو به زیر سم ستور یا من خمیده جسم تو تا خیمه می برم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.