
متن مداحی
گرفتم سیزده تا شیشه عسل رو دستم ولی به عشقت عمو زدم همه رو شکستم به زیر سُم مرکبا، سینه م تنگه بیا ببین که نُقلِ دامادیم سنگه میون مشت دشمن و، زلفم جنگه خیلی خالیه عموجون، جای بابا بگو بابام بیاد ببینه، در این صحرا ببین چه قدی کشیده، قاسم حالا ته صدای ضعیف تو اومد بگوشم برید کنار یتیم کُشا که من عمو شَم یه شاخه یاس و این همه، سنگ کینه ترک ترک شده خدا، این آینه پاشو که نجمه داره از، دور می بینه هلالای زخم تنت، کرده پیرم این جوری دست و پا نزن، که می میرم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.