
متن مداحی
گرچه از بی کسیات جانو دلم آگاه است یک نفس خیمه بیا شام حرم بی ماه است جای هر شعبه که بر حنجر اصغر زدند خیمۀ مادر اصغر پر تیرِ آه است سپر جسم عمو گشت پسر میدانست راه دیدار پدر آه همین یک راه است خوب شد قطع شده دست بلندم اما حیف شد دست من از دامن تو کوتاه است سر یک نیزه سر پاک اباعبدالله به سر نیزۀ دیگر سر عبدالله است شمسی و روی زمین با روی ماه افتاده تا اذان مانده چرا در سجدگاه افتاده سینه تنگو عرصه تنگو غربت تو میکُشد زیر دست و پای دشمن بیسپاه افتاده گفته بابا دست خود را حائل رویت کنم راست گفته مثل زهرا بیپناه افتاده ای عمو از خیمه میآیم کمی آرام باش از چه با زانو به سوی خیمه راه افتاده ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.