
متن مداحی
گرچه همه رد میکنند از خود گدا را آقا محبّت کن صدا کن اسم ما را من نوکر خوبی برای تو نبودم خیلی اذیّت کردهام آقا شما را کج میروم وقتی هوایم را نداری کج میگذارم روی هم سنگ بنا را بنشان هماکنون مادرم را در عزایم آزار دادم من تو را، صاحب عزا را پشت درم درماندهام در را نبندی از خود مرانی این گدای خورده پا را بیآبرویی آمده ای آبرودار بیوقت آمد آمده وقت مدارا اول گرفتی دستهای خالیام را آخر پذیرفتی من یک لاقبا را چشمی که گریه میکند، دارو ندارم درمان نکن این عاشق دردآشنا را یک بار شد چشم انتظارت را نبخشی؟ وقتی به لب دارد نوای کربلا را محض گل روی ابوفاضل عوض کن حال و هوای نوکر سر به هوا را زهرا کنار علقمه پهلو گرفته چون دیده دریا و دو تا دست جدا را ای کاش میشد از تن او دربیارم آرام تیر و آهن و سرنیزهها را مَشکی که پاره بود را بردند خیمه گفتند این هم مَشک و این آب گوارا **** ای بزرگِ مهربان با پستها دست خالی رد نکن این دستها سقّای دشت کربلا اباالفضل اباالفضل اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل اباالفضل اباالفضل آب به اولاد علی حرام است واویلا واویلا کار حسین ابن علی تمام است واویلا واویلا از من دو دست بر کمر و از تو بر زمین دست دگر کجاست که خاکی به سر کنم؟ بلند شو که حالم خرابه بلند شو که چشمانتظار ربابه بلند شو نمیتونه اصغر بخوابه بلندشو بلند شو گریه مشکلا رو حل نمیکنه ببین کسی به گریههام محل نمیکنه اگه تو هم بری به غیر تازیونهها کسی دیگه رقیه رو بغل نمیکنه بلند کن از رو زمین، دوباره این عَلم رو دارن با خنده به هم نشون میدن حرم رو گره خورده بی تو، به کارم اباالفضل برا بردنت جون ندارم اباالفضل بذار تا که تیرو درآرم اباالفضل میترسم از حرم بیاد دوباره خواهرت اگه بیاد معجرشو میبنده رو سرت اگه بمونه اشک خیمه رو چیکار کنم؟ اگه برم بازم میان سراغ پیکرت غصّهی خواهرامون داره منو میکُشه بدون تو نمیخوام سوار ناقه بشه ای علمدار مرا بی تو علمداری نیست دیده بستی و نگفتی منِ تنها چه کنم پسرِ اُمِّ بنین هر طرفی ریختهای کرده دشمن همه جا هلهله برپا چه کنم؟ **** ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی قیّوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دَم مسیحا الغوث یا حضرت صاحبالزمان ادرکنی یا صاحبالزمان...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.