
متن مداحی
گریَهم گرفت، از سوزِ نجوای خودم آقای تنهای خودم، همش تو رویای خودم صحنتو جارو میکنم خودم میشم، خادم اون صحن و سرات گندم میدم به کفترات، همه هنرهامو برات آقا یه روز رو میکنم بیادتم توی نمازم برات تو جون بخواه که جون ببازم برات آخر یه روز حرم میسازم برات (غریب مادر حسن)4 *** تنهاترین سردار قوم عربی کارتو ساختن یه شبی، اهل مدینه النَبی کارشونو خوب بلدن دوباره غم تو دل زینبت نشست پشت برادرات شکست، یه عده تیرکمون به دست تشیع جنازت اومدن کشتن تو رو نعرۀ تکبیر زدن سر رسیدن بدون تاخیر زدن پیش حسین به پیکرت تیر زدن (غریب مادر حسن)4 *** سپید شد از یه غصه موی تو آقا خواستی کنی دفع بلا، اما نتونستی یه جا مادرتو یاری کنی تو کوچهها غیرتتو محک زدن زخمتونو نمک زدن، مادرتو کتک زدن نشد براش کاری کنی به دستای بابات که زنجیر زدن مادرتو بدون تقصیر زدن به بازوهاش غلاف شمشیر زدن (غریب مادر حسن)4 ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.