
متن مداحی
گریه نکن انقده اشک غم نریز گریه نکن خرابه رو بهم نریز گریه نکن گریه نکن گریه نکن گریه نکن الان میان میزننت گریه نکن نذار کبود بشه تنت گریه نکن گریه نکن گریه نکن یکم چشاتو هم بذاری بابا آروم میشه دردی که داری بابا انقده گریه میکنی ای بابا اشک رباب و در میاری بابا دیگه آروم میشم تا بابام بیاد یا منو ببر به پیشش یا بابام بیاد مَنِ الَّذی اَیتَمَنی بابا حسین عشق منی حسین حسین حسین میزدنم عمو نمیدونه کبوده بدنم میزدنم دندونم افتاده تو شام از دهنم میزدنم میزدنم تاره چشام آروم نمیشم آخه بابامو میخوام تاره چشام دوس ندارم پشتِ سر ناقه بیام نفس کشیدنم عذابه بابا رو دستِ من رَدِّ طنابه مگه بابام نمیدونی که بابا ما رو آوردن تو خرابه بابا دیگه هیچی نمیخوام تا بابام بیاد دیگه بازی نمیام تا بابام بیاد مَنِ الَّذی اَیتَمَنی بابا حسین عشق منی آبلههام بهونهای شده برای گِلههام آبلههام زیاد میشه وقتیکه تو هلهلههام گوشوارههام برا اونی که سر بریده صِلِه شد النگوهام سوغاتیهای دختر حرمله شد قسمتِ من حالِ خرابه بابا همه سؤالم بیجوابه بابا یکی نبود بگه به خولی بابا جامون مگه بزم شرابه بابا دیگه بیدار میمونم تا بابام بیاد شده تبدار میمونم تا بابام بیاد مَنِ الَّذی اَیتَمَنی بابا حسین عشق منی کنون که داغ تو بر سنگ هم اثر بگذارد چه مرهمی ز غمت عمه بر جگر بگذارد برو بهشت که جبرئیل جای خشتِ خرابه برای زیر سرت بالشی ز پَر بگذارد سهسال داری و صد زخم باید عمهات امشب برای غسل تنت وقت بیشتر بگذارد کجاست فاطمه تا بازوی شکسته ببیند علی کجاست به دیوار غصه سر بگذارد منم حسین و تو عباس پس رواست که عمه کنار پیکر تو دست بر کمر بگذارد تنت کبود تو رو بین قبر مینَهَم امّا هلال قامت رنجیدهات اگر بگذارد کنار عمه بمان من نمیگذارم از این پس در این خرابه کسی با تو سر به سر بگذارد بمان عزیز دلم قول میدهم نگذارم دوباره چوب قدم بر لب پدر بگذارد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.