
متن مداحی
گریههای جگر خراشت را ای جگر گوشهام، دگر بس کن کم کن این ناله را، مرا کشتی جان این قلبِ محتضر، کم کن گرچه در چشمان تو دیدم اشکهای یتیم را بابا چشمهای تو زنده میسازد خاطراتِ قدیم را بابا روزهایی که مردمِ مکه زخمها میزدن بر جگرم خاک میریختن از سرِ هر بام پیش چشمان تو به روی سرم پیش چشمت جماعتِ شبگرد شعلهام میزدن از سرِ بام کوچه کوچه به چهرهام دیدی سنگها میزدن به جای سلام هیچ روزی نرفته از یادم غصهام را چگونه میخوردی خاک را میگرفتی از مویم زخمها را زِ چهره میبردی بعدِ من صبر کن که میبینی غصههایی که دیدنش سخت است زخمهای که باورش نکند دیدنش نه، شنیدنش سخت است بعدِ من، بعدِ کوچۀ مکه کوچههای مدینه میآید بعد زخم جبین بابایت نوبتِ زخمِ سینه میآید ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.