
متن مداحی
گریه کنید مادرِ ما بیگناه بود گریه کنید مادرِ ما پابهماه بود حوریهای که برگِ گُل آسیب میزدش در قتل او مشارکتِ یک سپاه بود یک لات هم نبود بگوید در آن میان نامرد، این زنی که زدی بیپناه بود دیگر کسی به چهرهی قبلش نمیشناخت پایینِ پِلکِ فاطمه از بَس سیاه بود از شدّتِ خجالت از هم در این سه ماه راهِ کلامِ این زن و شوهر نگاه بود جای تمامِ شهر برایش علی گِریست جای تمامِ شهر علی غرقِ آه بود نگذاشت تا که فاطمه نِفرینشان کند وَرنَه به آهِ فاطمه عالَم تباه بود همصحبتی نداشت دِگَر بعد فاطمه تنها کسی که گوش به او داد چاه بود رِغبَت نداشت پا بگذارد به خانهاش راهِ عبورش از وسطِ قتلگاه بود ******* ممنونم اگر نروی میمیرم اگر بروی زهرا تو پناهِ منی گَرمی دِهِ آهِ منی از پیش من مَرو ای مرغ شکسته ای نخلِ بریده ثمر از پیش من مَرو ******* چون روزِ آخر بود کارِ خانه کردم موی یتیمان تو را من شانه کردم یادش به خیر موی تو را شانه میزدم افتاده دست شمر ******* از دردِ شانه، شانه نشد موی زینبم دختر به ناتوانی من گریه میکند در هر قدم نشینم و خیزم میانِ راه پیری بر این جوانی من گریه میکند ******* او میدَوید و من میدَویدم اوی سوی مَقتَل من سوی قاتل ******* این سخن وِردِ زبانها افتاد دیدی آخر علی از پا افتاد ******* گوشهی چشم تو چرا شد کبود فاطمه جان مگر علی مُرده بود؟
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.